چکیده:

هدف اصلی این مقاله طراحی سیستمی است که به بررسی احتمال در آستانهٔ ورشکستگی قرارگرفتن بانک ها و پیش‌بینی زمان آن بر اساس چرخه‌های تجاری و اقتصادی می‌پردازد. همچنین در این مقاله تأثیر رویکردهای مختلف به تعریف آستانهٔ ورشکستگی نسبت به پیش‌بینی زمان در معرض ورشکستگی قرارگرفتن بانک‌ها در ایران با به‌کارگیری الگوی کاپلان مایر و الگوی مخاطرات متناسب کاکس در چهارچوب تحلیل بقا مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور از صورت‌های مالی تجدید ارائه شده بانک‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1385 تا 1395 استفاده شده است.

نتایج نشان می‌دهد که بقای بانک‌های ایران تحت‌تأثیر پنج متغیر نسبت سود عملیاتی به هزینه‌های عملیاتی، نسبت مجموع خالص درآمد بهره و درآمدهای عملیاتی به متوسط کل دارایی‌ها، درآمد کارمزد خدمات بانکی به کل درآمد، نسبت هزینهٔ اداری و عمومی به کل هزینه‌ها و اندازهٔ بانک است. همچنین، نتایج نشان می‌دهد بر اساس معیار آکائیک (AIC)، رویکرد شاخص ثبات Z-score بهترین معیار برای تعریف و شناسایی آستانهٔ ورشکستگی بانک‌ها در مقایسه با رویکرد کفایت سرمایه و نسبت مطالبات معوق است. بر اساس این رویکرد، آستانه ورشکستگی بانک‌های مورد بررسی به‌طور متوسط تا هفت سال، در شرایط رکود تا پنج سال و در صورت بازگشت دوران رونق به اقتصاد کشور، تا هشت سال آینده خواهد بود.

بحران مالی بانک‌های کشور پدیده‌ای است که به تازگی مورد توجه بانک مرکزی، بانک‌ها و موسسات مالی و اعتباری قرار گرفته است. از آنجایی که نشانه‌های بالقوه بحران مالی پیش از وقوع نمایان می‌گردد، بنابراین شناسایی متغیرهای هشدار و پیش‌بینی بموقع و صحیح آن فرصتی را در اختیار مدیران بانکی و نهاد ناظر جهت اعمال تمهیدات بازدارنده قرار می‌دهد. بحران‌های مالی اخیر در دنیا نشان می‌دهند اصولا بانک‌ها یکی از دلایل عمده بروز بحران‌های اقتصادی به شمار می‌روند.

واژگان کلیدی:

تحلیل بقا، آستانهٔ ورشکستگی، شاخص ثبات Z-score، کاپلان میر، الگوی مخاطرات متناسب کاکس.

نویسندگان:

جلال صادقی شریف، محمد طالبی، اکبر عالم تبریز، محمدرضا کاتوزیان

این مقاله را در لینک زیر میتوانید مشاهده نمایید:

http://jmbr.mbri.ac.ir/article-1-1019-fa.pdf