ارزیابی آژانسهای رتبهبندی اعتباری؛ نظر منتقدان و طرفداران

مقدمه:
اخیراً شرکتهای رتبهبندی اعتباری بر بسیاری از فرآیندهای جدید پویا همچون سیاستگذاریها، فعالیت دولتها و شهرداریها تاثیر میگذارند. انواع مختلف شرکتها نیز از نحوه فرآیند و فعالیت شرکتهای رتبهبندی تأثیر میپذیرند. آژانسهای رتبهبندی اعتباری همچون هر فرآیند و فعالیت دیگری، منقدان و طرفداران خاص خود را دارد که در ادامه به آن پرداخته میشود. به دلیل اهمیت نقش شرکتهای اعتباری، نباید از آنها و نحوه رتبهدهی یا اعتبارسنجی آنها غافل شد و بایستی به لحاظ استراتژیک در فعالیتهای هر شرکت، بنگاه، دولت، شهرداری و … لحاظ گردد.
مفهوم شرکتهای رتبهبندی اعتباری:
رتبه بندی اعتباری، یک ارزیابی مستقل از ارزش اعتبار یک اوراق، شرکت و یا یک کشور و شهرداری به وسیله آژانسهای رتبهبندی اعتبار است. درواقع موسسات رتبهبندی، تعهد بدهیهای یک شرکت، کشور، شهرداری و یا… را ارزیابی مینمایند.
در تعریفی دیگر چنین میتوان عنوان داشت که:
یک آژانس رتبهبندی اعتباری، شرکتی است که به سرمایهگذاران کمک میکند تا تصمیم بگیرند پول خود را صرف سرمایهگذاری در چه کشور و یا چه اوراق بهاداری کنند که ریسک کمتری برایشان به همراه داشته باشد.
سه شرکت برتری که در حال حاضر در اکثر کشورهای جهان به عنوان شرکتهای رتبهبندی مشغول فعالیت هستند عبارتند از: Fitch، Standard & Poor’s و Moody’s. پیشتر و در مطالب قبلی موجود در سایت مرآت مگ، درخصوص تاریخچه و نحوه فعالیت این شرکتهای رتبهبندی به تفصیل توضیح داده شده است.
دلیل اهمیت شرکتهای رتبهبندی اعتباری برای شرکتها:
شرکتها و همچنین دولتها، کشورها و نیز دولتهای محلی، در کنار تمام ملاحظاتی که برای فعالیتهای خود همچون پارامترهای مربوط به سهم شرکاء و صاحبان سرمایه، نوع مشتریها، تأمینکنندگان غیردولتی، رسانهها و …دارند، باید نسبت به آژانسهای رتبهبندی اعتباری نیز توجه خاص مبذول نمایند و از آن غافل نشوند.
اخیراً شرکتهای رتبهبندی بر بسیاری از فرآیندهای جدید و پویا همچون سیاستها، دولتها و شهرداریها اثر میگذارند. ممکن است رتبهبندی بر شرکتها و سازمانها نیز اثرگذار باشد. حتی رتبهبندی میتواند بر وضعیت کشورها نیز اثرگذار باشد. به عنوان مثال تمام دولتهای اتحادیه اروپا که رتبه اعتباری آنها توسط آژانسهای مختلف کاهش پیدا کرده است، ناچاراً از طریق انتخابات یا استعفا تغییر کردهاند. این بدین معنی است که کاهش یا ارتقای رتبه اعتباری، به عنصری استراتژیک برای کشورها تبدیل گشته است. با کاهش رتبه اعتباری شرکتها، سهام آنها به شدت کاهش پیدا میکند. لذا نباید شرکتهای موجود در جهان از آژانسهای رتبه بندی غافل شوند و باید به لحاظ استراتژیک آنها را در نظر داشته باشند.
درجات رتبهبندی:
هر آژانس رتبهبندی، سیستم رتبهبندی مخصوص به خود را دارد. رتبهبندی در سال 1924، توسط شرکت Standard & Poor’s ایجاد گردید و پس از آن سایر شرکتها نیز به آن روی آوردند. درجهبندی مودیز کمی متفاوتتر است. مودیز گاهی چنین استدلال میکند که رتبهبندیهای آنها از نظر مفهومی برتر است زیرا فقط احتمال ورشکستگی را در نظر نمیگیرد بلکه میزان ضرر (به هر اندازهای که باشد) را نیز مشخص میسازد.
برای رتبهبندی در بلندمدت، موسسات رتبه بندی Fitch و Standard & Poor’s از حروف انگلیسی AAA تا D به منظور بیان رتبه استفاده میکنند که در ادامه به آنها اشاره میشود.
درجات رتبهبندی در Fitch و Standard & Poor’s:
درجات رتبهبندی در Moody’s:
اما موسسه مودیز سیر متفاوتتری طی میکند که از نظر کارشناسان شاغل در آن مفهومیتر میباشد:
آن سوی ارزیابی آژانسهای رتبهبندی اعتباری:
بهخصوص پس از بحران سال 2007 در ایالات متحده و بحران بدهی و همچنین آخرین بحرانهای سیاسی و اقتصادی در اروپا، صاحبنظران و منتقدان ارزیابیهای متفاوتی را در خصوص پیشرفت و نزول رتبه اعتباری شرکتها انجام دادهاند که برخی از آنها مثبت و برخی دیگر منفی بوده است. در ادامه به این نظرات پرداخته میشود:
الف) ارزیابیهای منفی:
از آغاز بحران اعتباری در اوایل سال 2007 میلادی، به دلیل بالا رفتن ریسک انواع ابزار بدهی از جمله اوراق بهادار، آژانسهای رتبهبندی اعتباری تبلیغات گستردهای برای خدمات خود انجام دادهاند تا بتوانند میزان ریسک چنین ابزارهایی را برای سرمایهگذاران مشخص کنند. اما بحثی آغاز میشود و آن این است که عملکرد آژانسهای رتبهبندی با عملکرد وامگیرندگان متفاوت بوده و منافع این دو در تضاد با یکدیگر است، زیرا بسیاری از شرکتهای رتبهبندی بزرگ همچون مودیز و استاندارد اندپورز در قبال ارائه خدمات رتبهبندی خود وامگیرندگان را شارژ مالی مینمایند.
منتقدان قدرت گرفتن آژانسهای رتبهبندی به عنوان مثال بر این مورد خدشه وارد کردهاند که مثلاً شرکت معتبری همچون استاندارد اندپورز در تحلیلهای خود از یک شرکت خصوصی، وزن بسیار زیادی برای هر یک از فعالیتهای شرکت در نظر گرفته است و به نوعی در استدلالهای این آژانس رتبهبندی مبالغه وجود دارد. یکی از منتقدان اصلی آژانسهای رتبهبندی در این مورد، اقتصاددان برجسته و برنده جایزه نوبل، پائول کروگمن است. یکی دیگر از مخالفان گسترده شدن آژانسهای رتبهبندی، میشل شومان نویسنده مجله تایمز است. همچنین دیدگاههای منفی دیگری درخصوص شرکتهای رتبه بندی همچون مودیز، استاندارد اندرپورز و فیچ وجود دارد که در ادامه ذکر میگردد.
از دیدگاه یک منتقد امریکایی، شرکتهای رتبهبندی نقش مهمی در ایجاد حباب مسکن در آمریکا ایفا کردند که انفجار آن منجر به فروپاشی وال استریت و وقوع بحران رکود بزرگ شده است. در آن زمان چنین شرکتهایی منجر به پذیرش و گسترش اوراق قرضه پرریسک و بیاعتبار شدند که در پی این موضوع، بدهیهای بانکی به شدت افزایش یافت، بدهیهای مسکن زیاد شد و همواره این حباب بدهی بزرگ و بزرگتر شد تا جایی که ناگزیر به انفجار شد و رکودی پیش آمد که همهی مردم امریکا آن را تجربه کردند. به گفته این منتقد، شرکتهای رتبهبندی به شکلی موثر با تقویت انگیزههای سوداگرانه و سفتهبازی به مشکل دامن زدند.
ب) ارزیابیهای مثبت:
برخلاف بحران ایجاد شده پیشین در امریکا با توجه به نقش آژانسهای رتبهبندی اعتباری، تحلیلگر دیگری به نام Stavrou ، دیدگاه متفاوتی درخصوص بحران یورو دارد. از نظر وی، پزشک خوب کسی است که قادر به تشخیص منبع بیماری باشد و براساس منبع درمان را آغاز کند. لذا یک تحلیلگر عینی نیز باید بتواند منبع را شناسایی کند. از نظر وی بحران اروپا با اقدامات آژانسهای رتبهبندی اعتبار ایجاد نشده و تقویت نیز نمیشود. از نظر وی آژانسهای رتبهبندی اعتبار فقط ریشهدار هستند و ممکن است مغرضانه عمل کنند ولی علت بحران اروپا وجود رفتارهای سوداگرانه بوده است و نه عملکرد آژانسهای رتبهبندی.
ارزیابی جامع توسط جوزف نگوین براساس اهمیت استراتژیک و مزایای رتبهبندیهای آژانسهای رتبهبندی، برای مصرفکنندگان، شرکتها و کشورها به شرح زیر است:
_ اعتبارسنجی ابزاری مهم برای وامگیرندگان برای دستیابی به وام و بدهی است. رتبه اعتباری خوب به وامگیرندگان اجازه میدهد تا به راحتی وام را از موسسین مالی یا بازارهای بدهیهای عمومی اخذ کنند.
_ در سطح مصرفکننده و خرد، بانکها معمولاً شرایط وام را به عنوان تابعی از اعتبار فرد پایهگذاری میکنند. هرچه اعتبار فرد بهتر باشد، شرایط اخذ وام به طور معمول بهتر است. اگر رتبه اعتبار فرد ضعیف باشد، بانک حتی قادر خواهد بود تا درخواست را رد کند.
_ در سطح شرکتی، معمولاً به نفع یک شرکت است که به دنبال آژانسهای رتبهبندی اعتباری برای ارزیابی بدهیهای خود باشند. سرمایهگذاران غالباً بخشی از تصمیم خود برای اوراق قرضه و سهام را براساس اعتبار بدهیهای یک شرکت قرار میدهند و غالب سرمایهگذاران پیش از تصمیم به خرید، به رتبهبندی اعتباری که توسط آژانسهای اعتباری ارائه میشوند نگاه میکنند.
_ در سطح کشوری نیز، بسیاری از کشورها وجود دارند که برای برخورداری از بدهی بر سرمایه سرمایهگذاران خارجی خود متکی هستند و سرمایهگذاران نیز برای سرمایهگذاری، بسیار و به شدت بر رتبهبندیهای اعتباریای که از سوی آژانسهای رتبهبندی گوناگون منتشر میشوند اتکا داشته و به آنها توجه میکنند.
– مزایای داشتن رتبه اعتباری خوب برای یک کشور میتواند این باشد که آن کشور قادر خواهد بود تا سرمایهگذاران خارجی بسیار زیادی را جذب کشور کند که همچنین احتمال خواهد داشت که انواع و اقسام مختلف سرمایهگذاری در آن کشور ایجاد شده و رایج گردد. به عنوان مثال در سرمایهگذاری مستقیم خارجی، اگر شرکتی قصد داشته باشد که کارخانهای را در یک کشور به طور مستقل راهاندازی کند، ممکن است ابتدا به ارزیابی رتبه اعتباری آن کشور و یا ارزیابی شرکتهایی که پیشتر اقدام به سرمایهگذاری در آن کردهاند نگاهی بیاندازد.
طبق گفته Anupam.A.petkar، عواید آژانسهای رتبه بندی اعتباری برای شرکتها و به ویژه برای بنگاههای کوچک و متوسط به شرح ذیل است:
– برخی از موانعی که مانع از رشد شرکتهای کوچک و متوسط است، با بکارگیری رتبهبندی اعتباری قابل کنترل است. رتبهبندی میتواند به شرکتها کمک کند تا در موارد مالی و سایر عوامل یا پارامترها محرک ایجاد کنند. پارامترها ممکن است مالی، غیرمالی، تاریخچه اعتباری گذشته و یا چشمانداز آینده و به طور کلی سلامت یک شرکت باشد. فرآیند رتبهبندی یک تمرین نسبتاً مفصل و مطالعه عمیق یک صنعت است. با استفاده از رتبهبندی امکان مطالعه و شناسایی نقاط ضعف و قدرت یک شرکت یا صنعت فراهم میشود. پارامترهای مطالعه عمیق صنعت شامل استراتژیهای بازاریابی، کارآیی عملیاتی، صلاحیت و اثربخشی مدیریت، جریان وجوه نقد، نقدینگی، انعطافپذیری مالی، سیاستهای دولت و … است که در شرایط تغییرات تجاری و اقتصادی بررسی میشوند.
هر شرکت یا کشوری که دارای رتبه اعتباری باشد، حداقل در بخش هزینههای عمومی تحت تأثیر هزینههای وام قرار خواهد گرفت و هرچه رتبه اعتباری بالاتر باشد به معنای پایین آمدن نرخ بهره برای وامگیرنده است و بالعکس.
نتیجهگیری:
در وسیعترین سطوح، ذینفعان یک شرکت به شرح زیر میباشد:
انجمنهای محلی، مالکان عرضهکنندگان دولتها کارمندان مشتریان انجمنهای صنفی.
آژانسهای رتبهبندی اعتباری نیز میتوانند یکی از موارد بالا تلقی شوند زیرا این آژانسها بسیار تحت تأثیر عوامل شرکتها قرار دارند و همچنین تأثیرات آژانسهای رتبهبندی اعتباری نیز باید در سیاستها، اقتصاد کشورها و شرکتها بررسی شود.
طبق آنچه که پیشتر گفته شد و با ذکر تمام مزیتهایی که آژانسهای رتبهبندی اعتباری دارند، به منظور ترسیم آینده بهتر، شرکتها و دولتها باید نقش و تأثیر آژانسهای رتبهبندی اعتباری را در فعالیتهای خود بپذیرند و همواره از خدمات این نهادها برای بهبود وضعیت عملکرد خود استفاده نمایند.
بهطور کلی، آژانسهای رتبهبندی اعتباری یکی از مهمترین ابزارهای تعیین نقاط قوت و ضعف عملکرد، شناسایی فرصتها و تهدیدهای بیرونی شرکتها و کشورها هستند. استفاده از خدمات این آژانسها باعث میشود تا از یک طرف، شرکتها و دولتهای ضعیفتر فاصله خود را با شرکتها و دولتهای قویتر و برتر تشخیص داده و راهبردهای مناسبی برای رسیدن به آنها تدوین نمایند و از طرف دیگر، شرکتها و دولتهای برتر با تعریف برنامهها و استراتژیهای مناسب میتوانند برتری خود را استحکام بخشند.
منابع:
Anupam A.Petkar, Credit Rating: Features and Benefits for SMEs, p.1-5
سامانه مرآت یکی از جامع ترین مراکز ارائه دهنده خدمات رتبه بندی اعتباری در کشور، به همراه اخبار و مقالات جدید و مهم ایران و جهان در حوزه رتبه بندی اعتباری