سیستم رتبهبندی داخلی

سیستم رتبهبندی داخلی :
یک سیستم رتبهبندی داخلی به موسسات مالی کمک میکند تا ریسک اعتباری ناشی از وامدهی و سایر فعالیتهای اقتصادی که با آن درگیر هستند را کنترل و مدیریت کند و همچنین بر ارزش اعتباری وامگیرندگان خود و هزینههای اعتباری اشراف کامل داشته باشد. در گذشته و برای مدت طولانی، بسیاری از موسسات مالی ریسک اعتباری را تنها با رصد کردن ارزش اعتباری هر وامگیرنده مدیریت میکردند، روند تصمیمگیری در مورد وامدهی کاملاً ابتدایی بود و در بسیاری موارد نتیجه تصمیمات تنها کلمه بله و یا خیر بود. حتی اگر وامگیرندگان ورشکسته میشدند، ضرر و زیان به خوبی به وسیله وثایق املاک و مستغلات پوشش داده میشد. پس از ترکیدن حباب اقتصادی، هزینههای اعتباری برای موسسات مالی بهدلیل کثرت وامگیرندگان ورشکسته و کاهش ارزش وثایق به شدت افزایش یافت. لذا کنترل ریسک اعتباری به یک مدیریت مهم تبدیل شد که نیاز به تجدیدنظر داشت. علاوه بر این، تغییر شرایط محیط اقتصاد کلان نیز موسسات مالی را وادار به جستجوی چهارچوب مدیریت ریسک اعتباری معتبرتر نمود. از این رو، استفاده از روش مدیریت آماری و تحلیل ریسک اعتباری از طریق آمار در طی سیستم رتبهبندی داخلی بهطور گستردهای افزایش یافت. بیشتر موسسات مالی و بهویژه بانکها از سال 1998 و هنگامی که دستورالعمل خودارزیابی از سوی آژانسهای خدمات مالی اجرایی گردید، شروع به طبقهبندی متقاضیان اعتبارات با استفاده از سیستمهای رتبهبندی داخلی کردند.
مزیتهای استفاده از سیستم رتبهبندی داخلی:
در فاز نخست، چنین سیستمهایی بانکها را قادر میسازد تا بهطور موثر درخصوص وامدهی تصمیمگیری نمایند و همچنین این سیستم هزینه اداری کمتری برای بانکها درخصوص وامدهی در بر دارد. دوم، درک ارزش اعتباری وامگیرندگان در چنین سیستمی آسانتر بوده و کیفیت معاملات اعتباری بالاتر خواهد بود. علاوه بر این و از آنجا که متقاضیان در این سیستم طبقهبندی میشوند، امکان ارزیابی کیفیت اعتباری کل پرتفوی بانک از طریق بررسی تغییرات در کل اعتبارات اعطا شده و تعداد متقاضیان موجود در هر طبقه، میسر خواهد بود. سوم، امکان کمی کردن ریسک اعتباری از طریق تخمین احتمال ورشکستگی در هر طبقه رتبهبندی وجود خواهد داشت.
بهبود مدیریت ریسک اعتباری تنها مزیت معرفی و استفاده از سیستم رتبهبندیداخلی نیست بلکه ایدههای جدیدی در اختیار بانکها و موسسات مالی قرار میدهد و پایهای محکم برای مدیریت استراتژیهای بانک، بخصوص در زمینه تعیین نرخ وام با توجه به رتبه اعتباری وامدهندگان و افزایش سودآوری، مییاشد.

سیستم رتبهبندی داخلی پیشنیاز مدیریت پیشرفته ریسک اعتباری است و از هر موسسه مالی انتظار میرود که سیستم رتبهبندی داخلی خود را توسعه دهد و از آنجایی که هر موسسه مالی با یک فضای تجاری متفاوت مواجه است، بنابراین لازم است هر سیستم طراحی خاص خود را داشته باشد. بهعنوان مثال یک سیستم رتبهبندی با چهارچوب سادهتر ممکن است برای موسسات کچک مناسب باشد. هیچ قانون و معیار واحدی برای چهارچوب سیستم رتبهبندی داخلی وجود ندارد و عواملی مانند تعداد درجات رتبهبندی، تعریف مربوط به هر طبقه از رتبهبندی و روشهای مربوطه چهارچوب کلی سیستم را معین میکنند. موسسات مالی باید سیستم رتبهبندی داخلی خود را براساس پرتفوی وامهای اعطایی خود، عملکرد متقاضیان و سایر عوامل تعریف کنند و سیستم باید بهگونهای باشد که در فضای متغیر کسب و کار قابلیت انعطاف داشته باشد.
چهار نکته اساسی در تدوین سیستم رتبهبندی داخلی قابل تأمل است که در ادامه به آن اشاره میگردد: 1- معماری سیستم رتبهبندی داخلی: عوامل اصلی در ساخت ساختار سیستم رتبهبندی چیست؟ 2- فرآیند رتبهبندی و مدلهای رتبهبندی: چگونه باید اطلاعات مربوط به مشتریان و قراردادهای وام در ارتباط با رتبهبندی باشد؟ 3- برآورد مولفههای ریسک و کمیسازی ریسک اعتباری: چگونه باید مؤلفهها و اندازه ریسک با استفاده از اطلاعات رتبهبندی محاسبه شوند؟ 4- استفاده فعال و اعتبار سیستم: چگونه سیستم میتواند روان کار کند و بهطور مداوم بهبود یابد؟